میرزاداراب مزلقانی آثم کیست

بسم الله الرّحمن الرّحیم
طبق بررسیها و مطالعات و تحقیقات انجام شده عارف بزرگوار و دانشمند و ادیب و شاعرگرانقدر مرحوم میرزاداراب مزلقانی متخلص به آثم در اوایل قرن دوازدهم هجری شمسی در روستای کهن و تاریخی مزلقان ساوه (که هم اکنون جزء بخش نوبران میباشد) دیده به جهان گشوده و نام پدر او محمد خلیل بوده است مرحوم میرزاداراب از همان دوران نوجوانی علاقه وافری به آموختن علم و دانش و قرآن کریم داشته است.
ایشان طبع شعری بسیار عالی و خدادادی داشته اند و به هر دو زبان ترکی و فارسی شعر می سروده اند اشعار ایشان دارای مضامین مذهبی، عرفانی ،اخلاقی ، فرهنگی و اجتماعی بوده خصوصا در زمینه شعر آیینی و مدح و منقبت و مراثی اهل بیت عصمت و طهارت (ع) خاصه امام حسین (ع) بسیار فعال و دست به قلم بوده اند مرحوم میرزا داراب مزلقانی اشعار تعزیه فراوانی را سروده اند که در روستاهای اطراف مزلقان از جمله روستای ازبیزان و روستای درجزین توسط تعزیه خوانان استفاده میشده و اکنون نیز این اشعار در بعضی از این روستاهها خوانده میشوند، خود ایشان از تعزیه گردانان روستای مزلقان بوده که با عشق و ارادت خاصّی که به امام حسین (ع) داشته مجالس تعزیه خوانی را بر پا مینموده است که به جرئت میتوان او را پیرِ غلام آستان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) نام برد.
مرحوم میرزاداراب مزلقانی در روستای مزلقان مکتبخانهء آموزش قرآن و سواد برای اهل آبادی داشته اند بنا به نقلی ایشان دروس حوزوی را در قم گذرانده است . او کتابخانه بسیار ارزشمند با کتب خطی فراوان داشته که متاسفانه بعد از وفاتش درست نگهداری نشده و ازبین رفته است که در میان این کتب آثار ادبی و اشعار این شاعر بزرگ هم بوده که با کمال تاسف آثار و مکتوبات ایشان هم پراکنده شده و به دست افراد و اشخاص افتاده است،البته به صورت معدود از اشعار ایشان گرد آوری گشته و در دسترس میباشد که همان مَثَلِ مُشت نمونهء خروار هست که صاحبان فن و نظر ، اشعار این شاعر بزرگ را بسیار با ارزش و از لحاظ ادبی و هنرِ شعر در سطح کم نظیری میدانند.
این شاعر و عارف گمنام و گرانمایه به جهت تدیّن و تقوا و سواد دینی وعدالتی که داشته است آنقدر مورد اعتماد و احترام روستای مزلقان و مناطق اطراف آن بوده که هر کجا در این محلها اختلاف و نزاعی پیش می آمده برای حل آن،طرفین میگفتند برویم پیش میرزا داراب هرچه او حکم کرد قبول است .
مرحوم میرزا داراب در ضمن بسیار خوش خط بوده است و قبالهء اسناد ملکی و معاملات و همچنین ازدواج را ایشان با خط بسیار زیبای خود و با متن بلیغ و استوار و واضح مینوشته اند و این قباله ها و اسناد را با مهر مخصوص خود که کلمهء ” داراب ” بوده است ممهور مینموده اند که هم اکنون تعدای از این نوشتجات موجود می باشد.
مطلب دیگری که در مورد ایشان گفته شده و مشهور است این بوده که بعضی وقایع آینده را پیشگویی مینموده به عنوان مثال آن زمانی که اصلاً کوچکترین حرف و اشاره و خبری در مورد ساخت هواپیما توسط انسان و ایجاد راه هوایی نبوده،ایشان بیان مینموده که روزگاری میرسد که بین زمین و آسمان جادّه برقرار میشود و شخص صبحانه را درمزلقان و ناهار خود را در همان روز در مشهد خورده و همان روز برمیگردد به مزلقان و شام را در مزلقان میل میکند .
در مورد تاریخ وفات مرحوم میرزاداراب اطلاع دقیقی نداریم اما با اطمینان میتوان گفت ایشان در اواخر قرن دوازدهم هجری شمسی در سن کهولت و پیری به دیدار معبود رفته اند و در قبرستان روستای مزلقان به خاک سپرده شده اند
مرحوم میرزاداراب با خانم ام البنین که فرزند کربلائی شهباز بوده ازدواج نموده که ثمرهء این ازدواج چهار فرزند است یک دختر به نام شاه زنان و سه پسر به نامهای عباس و علی اکبر و شیرخان که همه فوت نموده اند
دختر ایشان شاه زنان سه فرزند که یک دختر به نام حدیقه و دو پسر به نامهای حمزه و علی داشته اند که این سه نفر به رحمت خدا رفته اند
از پسران مرحوم میرزاداراب عباس از همه بزرگتر و بعد علی اکبر و بعد شیرخان پسر کوچکتر بوده است متاسفانه شیرخان در سن جوانی قبل از ازدواج در اثر بیماری از دنیا رفته است و عباس ازدواج نموده اما در مورد اینکه از ایشان فرزندی مانده یانه اطلاع دقیقی در دست نیست
اما از علی اکبر چهار فرزند که سه دختر به نامهای فرشته و شهناز و مهناز و یک پسر به نام محمد رضا است باقی مانده و هم اکنون در قید حیات هستند
لازم به ذکر هست که در بین فرزندان مرحوم میرزاداراب ، شیرخان سواد و علم بالاتری داشته و دارای خط زیبایی هم بوده که اشعار پدرش را مینوشته استَ